محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 76
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
فنون مندرجهء در آن - عاجز و درمانده بودهاند شرح كرده است . وى در بروسا ، يعنى در زمان حيات پدرش تا به بعد ، مدرّس مدرسهء سلطانيه بوده و در سال 839 درگذشته است « 1 » . شارح اين كتاب - علامهء فنارى - شگردى عظيم در تأليف اين كتاب گرانقدر به كار برده كه در ديگر شروح كه تا حال از كتب مختلف و موضوعات ديگر ديدهام - و از صد متجاوز است - اين كار صورت نگرفته است ، يعنى شارح محقق به واسطهء احاطه عظيم و عجيبى كه بر افكار و آراء شيخ قدس سره و نيز شاگردان شاخص او - يعنى جندى و فرغانى - داشته ؛ اين كتاب ارجمند را شرح كرده است ، به اين سبك كه در هر يك از فقرات آن ؛ از قول شيخ در شرح آن فقره ؛ و يا شاگردان او - و به ندرت از شيخ اكبر رضى الله عنه - آورده و خود سخن زيادى در اين زمينه ؛ جز نقل آراء متكلمان و حكما و غيرهم ؛ در تعارض با سخن اينان و اثبات آن از جانب خود و يا تأنيس دادن با سخنان و دلايل خودشان ندارد ، و اين خود احاطهاى عظيم و كم نظير است كه در تمام امور موضع ابهامى را باقى نمىگذارد . فراز سوم : معرفى كتاب و آراء و افكار قونوى : اين كتاب باستثناى مقدمهء شارح شامل چهار قسمت است : نخست فاتحه - يعنى سرآغاز - در مقدمات شروع است كه شامل شوق
--> ( 1 ) - ايشان - يعنى محمد شاه فنارى - را فرزندى است به نام حسن بن محمد شاه بن محمد بن حمزهء فنارى - معروف به فنارى زاده - كه عالمى است شاعر و اديبى نحوى و فاضلى محقق و متدينى مدقق ، كه در تفسير و معانى و بيان خبير و در فروع و اصول بصير بوده است ، وى از اكابر علماى عثمانى است كه به ورع و تقوا موصوف بوده است و ملقب به محيى الدين ، در زمان سلطنت سليمانخان قانونى به مقام شيخ الاسلامى رسيد و سالها در استانبول و ادرنه و آناطولى و روم ايلى به قضاوت منصوب بود و در سال 886 در استانبول وفات نمود و در جوار قبر ابو ايوب انصارى مدفون گرديد .